ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

80

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

قمص كه بر دويل نام داشت و فرمانرواى سروج [ ( 1 ) ] و رها و غيره شمرده ميشد ، در موصل مدتى اسير بود و جاولى او را با خود آورده بود . تا اين زمان او در بند اسارت جاولى گرفتار بود و حاضر بود كه براى آزادى خود اموال بسيارى بدهد ولى پذيرفته نمىشد و آزاد نميگرديد . او مدتى قريب به پنج سال در زندان گذرانده بود . درين وقت جاولى او را آزاد كرد و قرار شد كه جان خود را با مال بخرد و مسلمانانى را كه اسير گرفته و در زندان نگاه داشته آزاد كند و هر وقت كه جاولى از او كمك خواست ، خودش و قشونش و اموالش براى يارى او آماده باشند . جاولى پس از توافق در اين امر قمص را به قلعهء « جعبر » [ ( 2 ) ] فرستاد

--> [ ( 1 ) ] - سروج : شهرى در جنوب تركيه آسيائى ، نزديك مرز سوريه ، در ناحيه ديار مضر . در ناحيه حاصلخيزى قرار دارد . در سال 18 هجرى قمرى عياض بن غنم در ضمن فتح الجزيره سروج را نيز فتح كرد . شهرت ادبى آن بجهة اين است كه ابو زيد سروجى ، قهرمان « مقامات حريرى » اهل آنجا بوده است ( در همين كتاب اطلاعاتى در باب شهر آمده است ) ( دائرة المعارف فارسى ) [ ( 2 ) ] - جعبر ( بفتح ب ) : نام قلعه‌اى كه حاكم رقه در زمان القادر بالله خليفه عباسى ساخت در رساله ملكشاهى آمده كه بعهد قادر خليفه جعبر نامى كه حاكم آن ديار ( رقه ) بوده بر لب فرات محاذى شهر رقه قلعه‌اى از سنگ خارا ساخته است ( نزهة القلوب ) قلعه‌اى است كه در كنار فرات بين بالس ورقه ، نزديك صفين ، در قديم موسوم به دو سر بود . مردى كور از بنى قشير بنام جعبر آنجا را مالك شد . پس بنام او معروف به قلعه جعبر شد - مراصد الاطلاع ( از لغتنامه دهخدا ) قلعه جعبر ، قلعه‌اى است ويران بر ساحل چپ فرات وسطى ، تقريبا مقابل صفين ، به اسم كنونى آن از نام جعبر كه در دوره سلاجقه آن را گرفت ، و سپس ناچار به ملكشاه سلجوقى تسليم كرد ، گرفته شده است . ( دائرة المعارف فارسى )